X
تبلیغات
خاطرات پسرم بردیا - اولینهای تو

خاطرات پسرم بردیا

روزهای بی تکرار

پسرک ناز مامان،اولین چیزها، مکانها ،احساسها یا مناسبتهایی رو که فکر کردم  شاید یک روز برات جالب باشه رو برات ثبت کردم.البته تاریخ  بیشتر اونارو میتونی در آلبوم خاطرات کودکیت ببینی مثل: اولین بار که بلند خندیدی ، غلتیدی، نشستی، دس دسی کردی ، بای بای کردی،اولین بار که سوار تاکسی شدی،اولین باری که سوار هواپیما شدی، اولین مسافرتت، اولین پیرایشگاه رفتنت. اولین باری که سوارموتور شدی ، تاب و سرسره سوار شدنت . قدم برداشتنت.اولین عروسی که رفتی ، و... همینطو از اولین احساسهات مثل اولین تماس پوستت با شنهای ساحل ،اولین رد پاهات روی برف و...عکاسی کردم . که اگر بخوام بنویسم خیلی زیاد میشه مرد کوچولو.

اولین تماس پوست تو و ماسه های ساحل. کیش بهمن90

اولین رد پات روی ماسه های ساحل کیش

اولین کفشت

اولین پاپوشت

خیلی از چیزهایی که دوست داشتی رو هم میتونی در صندوقچه خاطراتت پیدا کنی(ارک کوچولوت و...) همینطور خیلی از اولینهات مثل: اولین جورابات،اولین لباست که باهاش از بیمارستان اومدی خونه،اولین پاپوش و اولین کفشت،لیسک(دندون گیر) پستونک(البته شاید 2 تا3 بار ازش استفاده کردی)و... در آینده شاید اولین خط خطی ،نقاشی ، کاردستی و حتی اواین دفتر مشقت رو هم اونجا پیدا کنی گل پسر.

اولین نوروز  

شاید یکی از مهمترین مناسبتها برای تو گل قشنگم،اولین عید نوروز ت باشه. اون سال خونه مامان معصومه بودیم. با عمه ها و دختر عموهات (شراره ،شقایق و...)سفره 7 سینو چیدیم چون سال ساعت 3و27 دقیقه صبح تحویل میشد تصمیم گرفتیم زودتر بخوابیم(12 شب)ساعت 2 هم عمو حسین و... به جمعمون اضافه بشو و...من به خاطر شما توی اتاق ساعت نگذاشتم عمه اعظم هم که ساعت گذاشته بود بعد از زنگ زدنش دوباره خوابیده بود و این شد که وقتی با صدای تلفنم بیدار شدم و صدای شاد  خاله نازی رو شنیدم که سال نو رو تبریک گفت تازه فهمیدم چی شده و تا الان که بهش فکر میکنم حالم گرفته میشه که چرا اینجور شد ... 

چند تا از عیدی های اولین نوروزت

11 فروردین90 کنار 7سین خونه مامان پری

فروردین 91 خونه مامان پری و بابا جون بودیم وچون  دو تا نوه های خوشکلشون اولین سال بود که لحظه سال تحویل پیششون بودن نوروز اون سال برای همه متفاوت بود.سال حدود ساعت 5/8 تحویل میشد و مامان مهدخت و خاله مهناز آخرین ساعات شب قبل تا شما گل پسرم خوابیدی 7 سین رو چیدند.7 سین امسال طرحش از مامان  بود و خاله مهناز با دستای هنرمندش  سفالها رو نقاشی کرده بود. پسرکم امسال به مناسبت حضور تو و ترمه 2 تا شمع به سفره مون اضافه شد و در لحظه سال نو 11 شمع روشن داشتیم. امیدوارم شمع وجودتون همیشه به محفلمون نور بده عزیزای دلم...

چند تا از عکسهای گل پسرم و 7 سین 91 خونه مامان پری و باباجون


اولین 13 به در

گل قشنگم اولین سیزده بدر به اتفاق مامان پری ،بابا جون،دایی و زن دایی رفتیم به باغ یکی از دوستای باباجون البته تو خیلی غر زدی و نق نق کردی وروجک اما با این حال خیلی خوش گذشت.

مرد کوچولوی من در اولین 13 به در

اولین یلدا 

اولین یلدای تو گل پسر من و تو وبابایی تنها بودیم با هر کدوم از دوستامون هم که تماس کرفتیم و دعوتشون کردیم متاسفانه موفق نشدن بیان اما به ما سه تا حسابی خوش گذشت . هندونه خوردیم شمع فوت کردی .حافظ خوندیم و...

یک شب قبل از یلدا بابایی  با وجود سرمای هوا رفت و برای سفره یلدای پسرش از پارک برگ خشک جمع کرد. مرسی بابای مهربون خیلی دوست داریم. 

اولین یلدای پسرم.آذر ماه 90

نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 9:48 توسط مهدخت کمال پور|


آخرين مطالب
» 
» آب و آفتاب
» پیشواز
» روزهای سپید
» تــــــــــرمه
» سومین شمع
» فردا تو می آیی..
» 10دیشب
» سفر بخیر
» یاد ایام
Design By : Pars Skin